يا حسين

نوح سرايان ؛؛؛هيهات من الذله ؛؛؛ اش به آواز می گويند : دست خدا

عاشق ترينش بود ....

اين حسين کيست که تمام زنجيرها و سنج ها او را گريه می کنند ؛

و تمام رودخانه ها او را روزه دارند ؟

حسين سرخترين نامی است که در تاريخ سرسبز مانده است .

ای حسين ! نام تو پرواز را به ياد پرندگان می آورد و عشق تو ؛

آغاز شدنی است که خنجر آنجام آن است .

ای حسين ! عطشانی تو چه کرده است که تمام آب های روزه دار

را به ياد تو می نوشيم و قاتلانت لايق لعنت می شوند ؟

ای حسين ! کدام آتش را به نظاره بايستم که ته کشيدن سرخ

خيمه های عصر عاشورا يت را تداعی نکند ؟

ای حسين ! کدام عصر را تماشا شوم که غربت عصر عاشورا را

در خود نپرورانده باشد ؟

ای حسين ! تو کيستی که دشت کربلا ؛ جنگلی از نيزه

و شمشيری است که تو را پاره پاره عاشقند ؟

ای حسين ! از کدام جام نوشيدی که شادابی ات ؛ مستی تمام

شمشير ها را کفاف شده است و باران تير را به تنهايی قامت بسته ای ؟

ای حسين ! کدام اسب سفيدی است که نژادش به ذوالجناح نرسد؟

ای حسين ! کدام بيابان است که پريشانی و پراکندگی کودکانت را

دل به زاری نسپرده باشد ؟

ای حسين ! پيش از اين ؛ محراب پدر ؛ قلتگاه شده بود ؛ و اکنون

قلتگاه پسر ؛ محراب !

ای حسين ! اگر ماندن آدمی را به واماندگی بکشاند ؛ چاره يی

نمی ماند مگر ( رفتن ) .

ای حسين ! اگر حرفی برای گفتن باشد حتما بايد گفت :

با بی صدايی درد ؛ و يا با فرياد خون ! آن هم نه يکبار بلکه

هفتاد و دو بار ...............يا حسين ................................

/ 0 نظر / 6 بازدید